اسرار نماز

وقت نماز

وقت نماز
نماز ظهر و عصر، هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند. وقت مخصوص نماز ظهر، از اول ظهر (1) است تا وقتی که به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد که اگر کسی سهوا هم نماز عصر را در این وقت بخواند، نمازش باطل است. وقت مخصوص نماز عصر موقعی است که به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند. وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و عصر است که اگر کسی اشتباها در این وقت تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند، نمازش صحیح است و باید نماز ظهر را بعد از آن به جا آورد.

نماز مغرب و عشا هم هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند. وقت مخصوص نماز مغرب (2) از اول مغرب است تا وقتی که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد. و وقت مخصوص نماز عشا موقعی است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب (3) مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز مغرب را نخوانده باشد، باید اول نماز عشا و بعد از آن، نماز مغرب را بخواند. بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک این دو نماز است که اگر کسی در این وقت اشتباها نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد. وقت نماز صبح، از اول فجر (4) صادق است تا بیرون آمدن آفتاب.
لباس
لباس نمازگزار چند شرط دارد:
1-
آن که مباح باشد، یعنی مال خود نماز گزار باشد یا اگر مال خودش نیست، صاحبش به نماز خواندن در آن راضی باشد.
2-
نجس نباشد.
3-
پوست مردار نباشد، خواه از حیوان حلال گوشت یا حرام گوشت.
4-
از پشم یا مو و کرک حیوان حرام گوشت نباشد ولی با لباس خز می شود نماز خواند.
5-
اگر نماز گزار مرد است، لباسش ابریشم و طلاباف نباشد و با طلا هم خود را زینت نکند و در غیر نماز هم، پوشیدن لباس ابریشمی و زینت کردن به طلا برای مردان حرام است.
مکان
مکان نماز گزار، یعنی جایی که در آن نماز می خواند، چند شرط دارد:
1-
مباح باشد.
2-
بی حرکت باشد و اگر ناچار باشد در جایی که مانند اتومبیل و کشتی حرکت دارد نماز بخواند، مانعی ندارد و چنانچه آن ها از قبله به طرف دیگر حرکت کنند، به طرف قبله برگردد.
3-
اگر مکان نجس است، به طوری تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد ولی جایی که پیشانی را بر آن می گذارد اگر نجس باشد، در صورتی که خشک هم باشد نماز باطل است.
4-
جای پیشانی از جای زانوها و سرانگشتان پای او بیش از چهار انگشت بسته، پست تر یا بلندتر نباشد.
قبله
خانه کعبه که در مکه معظمه می باشد، قبله است و باید رو به روی آن نماز خواند ولی کسی که دور است اگر طوری بایستد یا بنشیند که بگویند رو به قبله نماز می خواند کافی است و همچنین است کارهای دیگری که مانند سر بریدن حیوانات باید رو به قبله انجام گیرد. کسی که نشسته هم نمی تواند نماز بخواند، باید در حال نماز به پهلوی راست طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نیست، باید به پهلوی چپ طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد و اگر این را هم نمی تواند (انجام دهد)، باید به پشت بخوابد به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد. اگر نمازگزار بعد از تحقیق، نفهمد که قبله کدام طرف است، باید به گمانی که از محراب مسلمانان یا قبرهای آنان یا از راه های دیگر پیدا می شود عمل نماید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 11:51  توسط ملیحه پیرهادی  | 

طهارت

طهارت
نمازگزار باید در حال نماز با ((طهارت)) باشد، یعنی مطابق وظیفه ای که دارد، نماز را با وضو یا غسل و  تیمم انجام دهد و بدن و لباسش آلوده به نجاست نباشد.

نجاسات
نجاسات چند چیز است و از آن جمله است:
اول و دوم: بول و غایط حیوان حرام گوشتی که دارای خون جهنده است، یعنی حیوانی که اگر رگش را ببرند، خون از آن جستن می کند، مانند گربه و روباه و خرگوش و غیره. بلکه اگر مرغ یا حیوان دیگری به واسطه خوردن نجاست، حرام گوشت شده باشد، بول و غایط آن نیز نجس است.
سوم: مردار حیوانی که خون جهنده دارد، چه حلال گوشت و چه حرام گوشت. ولی اجزایی از حیوان مرده که مانند پشم و مو و ناخن، روح ندارد، پاک است.
چهارم: خون حیوانی که خون جهنده دارد، خواه حلال گوشت و خواه حرام گوشت.
پنجم و ششم: سگ و خوک بیابانی که همه اجزای آن ها، حتی موی آن ها هم نجس می باشد.
هفتم: شراب و هر چیزی که انسان را مست کند و در اصل، مایع باشد.
هشتم: آب جو.
مطهرات (پاک کننده ها)
هر چیز را که به وسیله آن، نجاست پاک می شود «مطهر» می گویند و از آن جمله است:
1- آب، و آن، هر چیزی را که نجس شده باشد پاک می کند ولی این در صورتی است که آب مطلق باشد. بنابراین با آّب مضاف- مانند آب هندوانه و گلاب - نجاست پاک نمی شود و وضو و غسل هم با آن صحیح نیست.
2- زمین، و آن، ته کفش و کف پا را پاک می کند.
3- آفتاب، و آن، زمین و حصیر نجس را که به وسیله تابش خشک کند پاک می نماید.
4- استحاله، یعنی جنس چیز نجس عوض شود و به صورت چیز پاکی در آید، مانند آن که سگ در نمک زار بیفتد و نمک شود.
5- انتقال، یعنی خون بدن انسان یا حیوانی که خون جهنده دارد به بدن حیوانی که خون جهنده ندارد برود، مانند منتقل شدن خون بدن انسان به بدن پشه و مگس و مانند این ها.
6- برطرف شدن عین نجاست از ظاهر حیوان و باطن انسان، مثلا اگر پشت حیوان یا داخل بینی انسان، خون آلود شد، بعد از برطرف شدنش پاک می شود و احتیاج به آب کشیدن ندارد.
7- تبعیت، تبعیت آن است که چیز نجسی به واسطه پاک شدن چیز نجس دیگر پاک شود، مانند آن که کافری مسلمان شود که فرزند او هم به تبعیت از او پاک می شود.
8- نقصان، یعنی کم شدن دو سوم آب انگور که اگر آب انگور جوش بیاید، نجس می شود و بعد از آن که به وسیله جوشیدن، دو سوم آن بخار شد، باقی مانده پاک می شود.
وضو و احکام آن
1- مستحب است پیش از وضو انسان مسواک نماید و مضمضه کند، یعنی آب پاک در دهان بگرداند و نیز مستحب است استنشاق نماید، یعنی آب پاک در بینی بالا بکشد.
دستور وضو
در وضو باید صورت را از رستنگاه موی سر تا چانه و دست ها ر از آرنج تا سر انگشتان شست و جلوی سر و پشت پاها را مسح کرد و این چند چیز باید در وضو مراعات شود:
1- اعضای وضو پاک باشند.
2- آب وضو پاک و مطلق و مباح باشد. 
3- نیت، یعنی وضو باید برای رضای خدا انجام شود. پس اگر برای خنک شدن یا منظور دیگری وضو بگیرند صحیح نیست.
4- ترتیب، یعنی اول باید صورت، بعد دست راست، بعد از آن دست چپ را شست، پس از آن سر و بعد پاها را مسح کرد.
5- موالات، یعنی افعال وضو را پشت سر هم انجام دهد و بین آن ها به قدری فاصله نیندازد که در موقع شستن یا مسح کردن عضوی، عضو قبلی خشک شده باشد ولی اگر کارهای وضو را پشت سر هم به جا آورد ولی به واسطه گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند این ها، رطوبت خشک شود، وضوی او صحیح است.
تبصره: لازم نیست مسح سر، بر پوست آن باشد، بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است ولی اگر موی جاهای دیگر سر، جلوی سر جمع شود باید آن ها را عقب بزنند و نیز اگر موی جلوی سر به قدری بلند باشد که اگر مثلا شانه کنند به صورت می ریزد، باید بیخ موها را مسح کنند یا فرق سر را باز کرده، بر پوست سر مسح نمایند.
مبطلات وضو
چیزهایی که وضو را باطل می کند «مبطلات» گویند و آن ها هشت است:
1- بول،
2- عایط،
3- ریح (باد) و این، در صورتی است که از محل معمولی بیرون آید یا در اثر کسالت و جراحی، مخرج جای دیگر شده باشد،
4- بیهوشی،
5- مستی،
6- خوابی که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود، بنابراین اگر چشم نبیند ولی گوش بشنود، باطل نمی شود،
7- دیوانگی،
8- جنابت و چیزهای دیگری که برای آن ها باید غسل کرد و نیز استحاضه که زنان در بعضی اوقات می بینند وضو را باطل می کند.
غسل
غسل را دو نوع می توان انجام داد: ترتیبی و ارتماسی.
غسل ترتیبی عبارت است از شستن سر و گردن و طرف راست و طرف چپ بدن که به ترتیب انجام گیرد.
غسل ارتماسی آن است که انسان همه بدن را یک مرتبه در آب فرو برد.
غسل بر دو قسم است: واجب و مستحب.
غسل های مستحب، در شرع اسلام بسیار و غسل های واجب هفت نوع است:
1- غسل جنابت،
2- غسل میت،
3- غسل مس میت که اگر انسان بدن مرده ای را که سرد شده و غسلش نداده اند مس نماید - یعنی جایی از بدنش را به بدن او برساند - باید غسل کند،
4- نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که غسل کند،
5- غسل حیص،
6- غسل نفاس،
7- غسل استحاضه.
چهار غسل اول، برای مردان و زنان و سه غسل آخر، فقط برای زنان است.
و چیزهایی که بر جنب حرام می باشد از این قرار است:
1- رسانیدن جایی از بدن به خط قرآن و اسم خدا و پیغمبر و امامان،
2- داخل شدن در مسجد الحرام و مسجد مدینه،
3- توقف در مساجد دیگر و گذاشتن چیزی در آن ها،
4- خواندن یکی از چهار سوره ای که سجده واجب دارد، یعنی سوره والنجم و اقرأ و الم تنزیل و حم سجده.
و سایر احکام جنابت و حیض و نفاس و استحاضه را از رساله های عملیه باید به دست آورد.
تبصره: در غسل هم، مانند وضو، نیت لازم است و باید بدن، پیش از غسل پاک باشد و مانعی هم از رسیدن آب در بدن نباشد.
تیمم
اگر انسان به واسطه تنگی وقت یا مرض یا نداشتن آب و مانند این ها نتواند برای نماز و مانند آن وضو یا غسل را انجام دهد، باید تیمم کند.
دستور تیمم

در تیمم چهار چیز واجب است:
اول، نیت،
دوم، زدن کف دو دست با هم بر خاک یا چیزی که تیمم بر آن صحیح است.
سوم، کشیدن کف هر دو دست به تمام پیشانی از جایی که موی سر می روید تا ابروها و بالای بینی و بهتر است که دست ها روی ابروها هم کشیده شود.
چهارم، کشیدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن، کشیدن کف دست راست به تمام پشت دست چپ.
در تیمم بدل از وضو، همین مقدار کافی است ولی اگر تیمم بدل از غسل باشد یک مرتبه دیگر دست ها را به زمین می زند و پشت دست ها را مسح می نماید.
احکام تیمم
1- اگر خاک پیدا نشود، به ریگ و اگر ریگ نبود، به کلوخ و اگر آن هم نباشد، باید به سنگ تیمم کرد و در صورتی که هیچ یک (از) این ها نباشد، باید به گرد و غباری که در جایی جمع شده تیمم نمود.
2- تیمم بر گچ و چیزهای معدنی دیگر صحیح نیست.
3- اگر آب را به قیمت گران بفروشند، در صورتی که انسان بتواند خریداری نماید، نمی تواند تیمم کند، بلکه باید آب را خریداری نموده و وضو و غسل را انجام دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 11:24  توسط ملیحه پیرهادی  | 

نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری

نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری
پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم.
خداوند متعال می فرماید: ما سلککم فی سقر*قالوا لم نک من المصلین  (مدثر«74»: 42و 43)، وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم.

پیغمبر (ص) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (ر.ک:کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند.

خداوند در قرآن مجید می فرماید: فویل للمصلین* الذین هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). وای بر نمازگرانی که از یاد خدا غفلت می کنند!

روزی پیغمبر اکرم (ص) وارد مسجد شدند و دیدند یک نفر نماز می خواند ولی رکوع و سجودش را کاملا انجام نمی دهد. آن حضرت فرمود: «اگر این مرد در حالی که این طور نماز می خواند از دنیا برود، مسلمان از دنیا نرفته است.» (ثواب الاعمال: 229). بنابراین، باید انسان نماز را با خضوع و خشوع به جا آورد و در موقع خواندن نماز، متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و رکوع و سجود و سایر اعمالش را به طور صحیح انجام دهد، تا از نتایج عالیه نماز بهره مند گردد.

خداوند در قرآن کریم راجع به نماز می فرماید: ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر، (عنکبوت «29»: 45)، یعنی: نماز، آدمی را از کارهای زشت و ناشایست باز می دارد. و البته همین طور است، زیرا آداب نماز طوری است که اگر نمازگزار مراعات کند، هیچ گاه گرد بدی ها نمی گردد. مثلا یکی از آداب نماز این است که مکان و لباس نمازگزار غصبی نباشد، حتی اگر یک نخ غصبی در لباسش باشد، نماز او درست نیست و نمازگزاری که مجبور است تا این قدر از حرام اجتناب کند، ممکن نیست در مال حرام تصرف نماید یا حق کسی را ضایع کند. و نیز در صورتی نماز قبول می شود که آدمی از حرض و حسد و سایر صفات رذیله برکنار باشد و مسلم است که منشا هه بدی ها این صفات ناپسند است و نمازگزار (ی) که خود را از این صفات برکنار کند، مسلما از همه زشتی ها و بدی ها برکنار خواهد بود. و اگر بعضی از مردم با این که نماز می خوانند مرتکب کارهای ناپسند می شوند، علتش این است که به دستورهای لازم نماز رفتار نمی کنند و در نتیجه، نمازشان قبول نمی شود و از ثمرات عالیه آن استفاده نمی کنند. و به قدری شارع مقدس اسلام به نماز اهمیت داده که در هر حال - حتی در حال احتضار - نماز را بر انسان واجب کرده و اگر نتواند نماز را به زبان بیاورد، باید در دل بگذراند و در حالت جنگ و ترس از دشمن یا حال اضطرار و ناچاری که نمی تواند رو به قبله نماز بخواند، توجه به قبله ساقط است و به هر حال که هست، باید نماز ر انجام دهد.
نمازهای واجب
نماز های واجب شش است:
1- نماز یومیه، (نمازهای یومیه عبارتند از: نماز صبح، دو رکعت، نماز ظهر و عصر، هر کدام چهار رکت، نماز مغرب، سه رکعت، نماز عشاء، چهار رکعت. (از علامه رحمه الله).
2- نماز آیات،
3- نماز میت،
4- نماز طواف واجب،
5- نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگ تر واجب است،
6- نمازی که به واسطه اجازه یا نذر و قسم و عهد واجب می شود.
مقدمات نماز
برای انجام نماز - یعنی حضور در برابر خداوند عالم و اظهار بندگی و پرستش آن ذات مقدس - مقدماتی لازم است که تا فراهم نشوند، نماز صحیح نیست و آن مقدمات عبارتند از:
1- طهارت،
2- وقت،
3- لباس،
4- مکان،
5- قبله.
مقارنات نماز
مقارنات نماز - یعنی کارهایی که در نماز واجب می باشد - یازده چیز است:
اول: نیت،
دوم: تکبیرة الاحرام،
سوم: قیام،
چهارم: قرائت،
پنجم: رکوع،
ششم: سجده،
هفتم: تشهد،
هشتم: سلام،
نهم: ترتیب، یعنی اجزای نماز را به دستوری که معین شده بخواند و پس و پیش نیندازد،
دهم: طمانینه: یعنی نماز را با وقار و آرامش بخواند،
یازدهم: موالات، یعنی اجزای نماز را پشت سر هم به جا آورد و بین آن ها فاصله نیندازد. پنج چیز از این یازده چیز، رکن است که اگر عمدا یا سهوا کم یا زیاد شود. نماز باطل است و بقیه رکن نیست و فقط در صورتی نماز باطل می شود که عمدا کم یا زیاد گردد.
ارکان نماز
ارکان نماز عبارت است از:
1- نیت،
2- تکبیرة الاحرام،
3- قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع،
4- رکوع،
5- دو سجده.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 11:0  توسط ملیحه پیرهادی  | 

ارتباط نماز با انسانيت از ديدگاه امام خميني ـ رحمه الله عليه ـ :

ارتباط نماز با انسانيت از ديدگاه امام خميني ـ رحمه الله عليه ـ :

يكي ديگر از نكات مهم در ديدگاه امام خميني ـ رحمه الله عليه ـ درباره‌ي نماز، ارتباط انسانيت با نماز واقعي است. به گونه‌اي كه با توجّه به آن، مسأله‌ي ميزان بودن نماز در ردّ يا قبولي ديگر اعمال به سادگي حل مي‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله عليه ـ معتقدند كه نماز با انسانيت، رابطه‌اي متقابل دارد. ايشان مي‌فرمايند: مادامي كه انسان، صورت انسان و انسان صوري است، نماز او نيز نماز صوري و صورت نماز است و فايده‌ي آن نماز، فقط صحّت اجزاي صوري فقهي است، در صورتي كه قيام به جميع اجزا و شرايط صحّت آن كند، ولي مقبول درگاه و پسند خواطر نيست و اگر از مرتبه‌ي ظاهر به باطن و صورت به معني پي برد، تا هر مرتبه‌اي كه متحقق شود، نماز او حقيقت پيدا مي‌كند ... پس مادامي كه نماز انسان، صورت نماز است و به مرتبه‌ي باطن و سرّ آن نرسيده، انسان متحقق نشده، انسان نيز صورت انسان است و حقيقت آن متحقق نگرديده، پس ميزان در كمال انسانيت و حقيقت آن، عروج به معراج حقيقت و صعود به اوج كمال و وصول به باب الله با مرقاه نماز است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 10:46  توسط ملیحه پیرهادی  | 

تاثير نماز بر حافظه و تمركز حواس

تاثير نماز بر حافظه و تمركز حواس

امام محمد باقر (ع) :
در نماز خود توجه و تمركز كامل داشته باش زيرا از نماز تو آن مقدار قبول مي شود كه با توجه خوانده مي شود .(7)
تمركز ( concentration) نه تنها شرط لازم ، بلكه در بسياري موارد ، شرط كافي براي بسياري از موفقيت هاي انسان است .
عرصه كاربرد تمركز ، نه فقط در فعاليت هاي مادي و محسوس انسان ، بلكه گاهي تا حد مسائل ماورائي و مرموز هستي ، گسترده است . بدين معنا كه حتي عمليات محير العقول مرتاضان هندي ، طريقه هاي پيشرفت و سير و سلوك در مكاتب عرفاني و مذهبي شرق دور
( از جمله ذن بوديسم ، يوگا و .. ) راههاي ديدن حقيقت اشياء در مقابل نگاه كردن معمولي به آنها ، در تعاليم روانشناسانه و عارفانه دون خوان به كارلوس كاستاندا ، (8) روشهاي كشف و شهود و مراقبه در سلسله هاي تصوف و عرفان اسلامي و ايراني و بسياري ديگر از مسائل معنوي از اين قبيل ، تنها از طريق دست يافتن به درجاتي از “ تمركز ” قابل وصول مي باشد .
بعنوان مثال ، حتي در انواع ورزشهايي كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور مي باشد ( از جمله ورزشهاي رزمي مثل كاراته ، جودو ، ساواته ، كونگ فو و .. ) شرط اصلي براي موفقيت و پيشرفت برخورداري از “ تمركز ” مي باشد . و از اين رو بخش مهمي از تمرينات اين ورزشها به “ تمرين تمركز ” اختصاص يافته است .
اما در بعد فعاليتهاي مادي و عادي روزمره انسان نيز “ تمركز حواس ” داراي نقش بسيار كليدي است . از سردار افسانه اي فرانسويان ، “ ناپلئون بناپارت ” چنين نقل مي كنند كه مي گفت :
“ تنها زماني موفق شدم كه به پيروزيهاي بزرگ در عرصه سياسي و نظامي دست پيدا كنم ، كه توانائي يافتم ، مغز خود را كشو بندي كنم !؟! و در مورد انجام هر كار تنها كشوي مربوط به آن را بگشايم و بر آن تمركز بدهم و ساير كشو هاي مربوط به ديگر كارها را ببندم . بدين معنا كه مثلا زماني كه به حل يك مسئله جنگي مشغول بودم ، تنها كشوي مربوط به آن مسئله در ذهنم بيرون بود و تنها بر روي آن كار مي كردم و در اين زمان همه كشوهاي مغزي ديگرم ، حتي كشوي مربوط به عشق “ ژوزفين ” بسته بود !”
به همين قياس ، چنانچه مثلا “ يك دانش آموز يا يك دانشجو ، بتواند موقع مطالعه دروس خود ، تنها بر همان موضوع درسي مورد مطالعه تمركز كند و از ساير افكار بر حذر باشد ، موفق خواهد شد كه به پيروزي هاي چشمگيري در زمينه تحصيلي دست يابد. يا حتي يك كارمند ، يك كاسب ، يك بنا ، يك راننده و .. تنها زماني در كار خود كاملا موفق خواهد بود كه از تمركز حواس كافي ، موقع كار خود ، برخوردار باشد و در اصطلاح مشهور حواسش به كارش جمع باشد .
به اين ترتيب با اين مثالها مي توان به اهميت زايد الوصف جمع بودن حواس يا همان تمركز پي برد و توجه نمود كه چنانچه در امور مختلف و بخصوص در كارهاي فكري ، باسلاح تمركز به ميدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمركز حواس ، دانسته هاي جديد را با نظم و ترتيب روي يكديگر قرار داد ، قدم بزرگي در جهت تقويت حافظه نيز برداشته خواهد شد .
مطالعات مختلف علمي و پژوهشي و نظريه پردازيهاي گوناگوني نيز دردانش امروز ، در اين مورد صورت پذيرفته است كه از آن جمله مي توان به مطالعات “ گاردنر مورفي ” پيرامون canalization ( متوجه ساختن انديشه و فعاليت به موضوعي معين) اشاره كرد .(9)
اما توصيه هاي مؤكد و متعددي كه در تعاليم اسلامي مبني بر “ حضور قلب ” در نماز و برخورداري از اقبال و توجه كامل به نماز به ما رسيده است ، همگي دلالت بر آن دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهي نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي كه مسلسل و طوطي وار بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود از ارزش بسيار كمي برخوردار است . و حتي در حديث معصوم (ع) آمده است كه عابدي كه بدون فهم و درك ( و در نتيجه آن بدون توجه ) عبادت مي كند ، همچون الاغ آسياب است .(10) ( كحمار الطاحونه ) بدين ترتيب اقامه كننده حقيقي نماز ، با برخورداري از حضور قلب در عبادت هاي يوميه خويش ، در واقع “ تمركز حواس ” را بارها و بارها در طول يك شبانه روز ، تمرين مي كند و از اين جهت اين صفت حسنه را در وجود خود ، ملكه مي سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه هاي زندگي ، موفقيت را در همه ابعاد ممكن نصيب خويشتن سازد .

پی نوشتها :

1. مطالب علمي اين مقاله از جلد سوم ترجمه فارسي كاپلان ـ سادوك ، صفحات 286 ـ 284 اقتباس شده است .
2 .پرتوي از اسرار نماز ـ اثر حاج شيخ محسن قرائتي ـ صفحه 174
3. روانپزشكي لينفورد ـ ريس مقاله شخصيت ترجمه : دكتر حسن مرندي صفحه 63
4. از جمله مطالعات راث بنديكت و مارگارت ميد درباره تاثير اجتماع و فرهنگ بر شخصيت انسان
5.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ،مقاله اختلالات پسيكوپاتيك ترجمه : دكتر احمد محيط ، صفحه 304
6...براي بررسي تاثير نماز بر عوامل شيميايي دروني شكل دهنده شخصيت رجوع كنيد به “ تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي ” در ادامه همين مجموعه مقالات .
7. . تعليمات عجيب دون خوان ، سرخپوست عارف مكزيكي ، به كارلوس كاستاندا ،مردم شناس آمريكايي ، درباره يك مكتب غني و منحصر به فرد عرفاني كه سابقه اي هزاران ساله در ميان سرخپوستان آمريكاي شمالي دارد موضوع حدود ده كتاب جنجال برانگيز است كه كاستاندا در اواخر قرن حاضر به رشته تحرير درآورده است . مجموعه اين كتابها توسط مترجمين مختلف به فارسي ترجمه شده است .
8. روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ترجمه : دكتر پور افكاري جلد 1 صفحه 553
9.سفينه البحار ، ذيل كلمه “عبد ” ( اين نماز ، همان نمازي است كه شاعر در مورد آن سروده است :
غير از خدا كه هرگز در فكر آن نبودي *** هر چيز كز تو گم شد وقت نماز پيداست !

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 10:40  توسط ملیحه پیرهادی  | 

سبك شمردن نماز و آثار آن 2

 

سبك شمردن نماز و آثار آن 2

 

 

در روایت دیگری در همین ارتباط چنین می‏فرماید:
»من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... .«
یعنی: «هر زن و مردی كه به نمازش بی‌اعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... قبر بر او تنگ و تاریك می گردد.»[1]
در سخن دیگری از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ چنین روایت گردیده است كه فرمود: مستخّف به نماز با ذلت و گرسنگی و تشنگی جان می‏دهد.[2]


6ـ عدم قبول:
نمازی كه با سهل‌انگاری و تحقیر خوانده شود مورد قبول خداوند متعال قرار نمی‏گیرد. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید:
»انّ اللّه عزوجل لایقبل الاّ الحسن فكیف یقبل ما یستخف به«[3]
یعنی: «خداوند جز نیكو را نمی‏پذیرد پس چگونه آن را كه مورد استخفاف واقع گردیده است بپذیرد.«
نمازی كه آورنده آن به آن بی مهری و بی توجهی دارد، چگونه مشمول قبول خداوند قرار گیرد؟!


7ـ نفرین و لعنت:
برخی از روایات تصویر و تمثیلی را برای نماز ترسیم نموده‏اند كه بر حسب آن، نماز بصورت ملكی با انسان به گفتگو می‏نشیند گاه تشكر می‏كند و گاه گله‏مند می‏شود. در روایتی امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: وقتی نماز در وقت خود اقامه نگردد و بی دقّت ارائه شود با صورتی سیاه و تاریك به سوی انسان باز می‏گردد. می‏گوید: مرا ضایع كردی خدا تو را ضایع كند. و اگر در وقت خود اقامه شود برای انسان دعا می‏كند و می‏گوید: همان گونه كه مرا حفظ و احترام نمودی خداوند تو را حفظ كند.[4] آری قرآن كریم راه تاركین را به سقر منتهی می‏داند و در مورد آنان می‏فرماید:
»ما سلككم فی سقر قالوا لم نك من المصلّین»[5]
و كسانی را كه نماز می‏خوانند امّا جماعت را ترك می‏كنند به حسرت و پشیمانی محكوم می‏نماید و می‏فرماید:
»یوم یكشف عن ساق و یدعون الی السّجود فلا یستطیعون * خاشعه ابصارهم ترهقهم ذلّه و قد كانوا یدعون الی السجود و هم سالمون»[6]
و آنانی را كه نماز را به جماعت می‏خوانند اما خشوع و مواظبت چندانی در نماز خود ندارند مستحق توبیخ و سرزنش می‏شمرد و می‏فرماید:
»فویل للمصلّین الذین هم عن صلوتهم ساهون«( ماعون/4ـ 5)
ترجمه: پس وای بر نمازگزارانی كه از نمازشان غافلند.
و در آیه دیگر این گروه را به نفاق موسوم می‏داند و می‏فرماید:
»انّ المنافقین یخادعون اللّه و هو خادعهم و اذا قاموا الی الصّلاه قاموا كسالی یراعون النّاس و لا یذكرون اللّه الاّ قلیلاً» (نساء/142).
ترجمه: منافقان با خدا نیرنگ می‌كنند و حال آنكه او با آنان نیرنگ خواهد كرد و چون به نماز ایستند با كسالت برخیزند. با مردم ریا می‌كنند و خدا را جز اندكی یاد نمی‌كنند.
تنها آن گروه، مورد ستایش قرآنند كه نماز را با خشوع و مواظبت اقامه نمایند.
در این مورد قرآن كریم می‏فرماید:
»قد افلح المؤمنون الّذین هم فی صلاتهم خاشعون«[7]
مولوی می‏گوید:
اگر نــه روی دل انـــدر برابرت دارم
من این نـماز، حسـاب نماز، نشمارم
ز عشــق روی تو من رو به قبله آوردم
و گرنه من ز نـماز و ز قـبله بـیزارم
مرا غرض ز نـماز آن بود كه پنهانی
حدیث درد فـــراق تـو با تو بگذارم
و گرنه این چه نمازی بود كه من با تو
نشسته روی به محراب و دل ببازارم؟
در یك روایت جامع، پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در پاسخ به سؤال زهرای اطهر ـ سلام اللّه علیها ـ در مورد عقوبت كسی كه نماز را كوچك می‏شمارد به بررسی عوارض ناشی از این پدیده پرداخته و می‏فرماید:
ای فاطمه! هر كس از مردان یا زنان به نماز بی‌اعتنایی كند خداوند او را به پانزده عقوبت مبتلا می‏گرداند كه 6 عقوبت در آن‏ها در دنیاست، 3 عقوبت به هنگام مرگ به سراغ او می‏آید، 3 عقوبت در قبر و 3 خصلت در قیامت و آنگاه كه از قبر بر انگیخته می‏شوند دامنگیرشان می‏شود. اما آنچه در دنیا متوجه چنین افرادی می‏شود عبارت است از: برداشتن بركت از عمر، رفتن بركت از روزی، محو سیمای صالحین از چهره و رخسار، بی اجر ماندن اعمال، عدم قبولی دعا و عدم مشمولیت دعای نیكان و به هنگام مرگ، علیل، تشنه و گرسنه خواهد مرد و اگر از نهرهای دنیا بیاشامد عطش او فرو نخواهد نشست. و در قبر ملكی او را شكنجه می‏نماید، قبر بر او تنگ و تاریك می‏گردد. و در قیامت او را وارونه بر زمین خواهند كشید، سخت مورد محاسبه قرار می‏گیرد، خدا به او نظر رحمت نخواهد داشت و به عذابی دردناك گرفتار می‏گردد.[8]


[1] . بحار الانوار، 80/21.
[2] . همان.
[3] كافی ج3ص269
[4] . بحارالانوار، 80/9.
[5] . مدّثر/42.
[6] . قلم/42 و43، در آیه‌ی دیگری می‏فرماید: فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیّا (مریم/59).
[7] . مؤمنون /1
[8] . بحارالانوار، ج80ص21.

محمد رضا رضوان‏طلب ـ پرستش آگاهانه، ص 189

 

 

 

 

 

 

 

منبع: اندیشه قم

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 12:18  توسط ملیحه پیرهادی  | 

سبك شمردن نماز و آثار آن 1

سبك شمردن نماز و آثار آن 1

 

شكی نیست كه بی اعتنایی به نماز گناهی است بزرگ. بنابراین شناسایی مصادیق این تحقیر ناپسند، مقدمه‌ پرهیز از این عصیان نابخشودنی است. عناوین زیر از مصادیق سبك شمردن نماز است.
الف) تأخیر نماز: امام صادق ـ علیه السلام ـ در تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی قرآن، كه در ارتباط با مذمت بی اعتنایی به نماز نازل گردیده است
[1] می‏فرماید:
»تاخیر الصّلاه عن اوّل وقتها لغیر عذرٍ»
[2]
مراد از بی اعتنایی به نماز، «تأخیر آن از اول وقت بدون عذر است.»
البته روشن است كه مراد از عذر، ضرورتی است كه بصورت اورژانسی پیش آید و قابل تأخیر نباشد و الاّ باید به كار گفت نماز دارم نه به نماز بگوییم كار دارم.
ب) عدم رعایت آداب آن در خلوت: پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روایتی چنین می‏فرماید:
»من احسن صَلَوتَهُ حین یَراهُ النّاسُ و أَساءَها حینَ یَخلُوا فتلك استهانهٌ»
[3]
یعنی: «آن كس كه در مقابل مردم با دقت نماز بخواند و در خلوت بدون دقت نماز گزارد به نماز بی اعتنایی كرده است.«
مروری بر نمازهای خلوت و جلوت ما، روشن می‏نماید كه آیا احترام و توجه ما به نماز بیشتر بوده است یا به ناظران صحنه‌ی نماز.
ج) فراهم نكردن مقدمات نماز قبل از اذان: در روایت دیگری می‏فرماید: كسی كه وضوی نماز را تا وقت اذان به تأخیر اندازد او به نماز بی اعتنایی كرده است. آری كسی كه به كار اهمیت می‏دهد، قبل از رسیدن وقت آن، مقدمات انجام آن را فراهم می‏كند. كدام ملاقات و میهمانی است كه وقت آن فرا رسیده باشد و ما هنوز در فكر پوشیدن لباس و یا آماده كردن شرایط آن باشیم؟!
د) عدم یادگیری معانی: آیا ندانستن معانی الفاظی كه روزانه ده بار در نماز تكرار می‏شود به معنی بی اعتنایی به نماز نیست؟! آیا اگر ما برای طرف گفتگوی خویش در نماز اهمیتی قائل باشیم در فكر این نخواهیم بود كه محتوا و مضمون مذاكره و نجوای خود را بفهمیم و با ادراك صحیح به سخن در برابر او بایستیم؟! چگونه ممكن است با اقامت كوتاه در یك كشور، تا حدودی به زبان مردم آنجا آشنا می‏شویم و با یكی دو بار عبور از مسیری، نام و نشان آن را فرا گیریم و در برخورد با هر بنایی از اسم و بانی و مشخصات آن جویا شویم اما هیچكدام از این توجهات و حساسیت‏ها در مورد نماز اعمال نشود؟! آیا اینها به معنی بی اعتنایی به نماز نیست؟! چگونه می‏توانیم پاسخگوی این عباداتی باشیم كه محتوای آن جز تحقیر خداوند رب العالمین نیست؟! اینجاست كه امام حسین ـ علیه السلام ـ به خداوند تبارك و تعالی عرض می‏كند:
»الهی مَن كانَت‎‎‎‎‎ محاسِنُه مَساوِی فكیف لایكونُ مَساوِیه مَساوِی«
[4]
یعنی: «خدایا آن كس كه اعمال به ظاهر نیك او گناه است پس چگونه گناهان او گناه نباشد؟!«
فرق نمازگزارانی كه در نماز هیچ دردی را احساس نمی‏كنند
[5] جز درد فراق دوست، از هیچ حادثه‏ای مطلع نمی‏شوند،[6] هیچ صدایی را نمی‏شنوند و غرق در لذت با معشوقند، نماز گزارانی كه زیر شلاق و علیرغم هر گونه تهدید و شكنجه و محدودیتی نماز را بپا می‏دارند[7] با كسانی كه نماز را بار و رنجی می‏دانند كه در برداشتن و عبور از آن باید شتاب كرد و در هنگام اقامه‌ی آن با دست و محاسن بازی می‏كنند و خمیازه می‏كشند، فقط در اهتمام و استخفاف به نماز است.
هـ) عجله و شتاب در نماز: سریع خواندن نماز و تبدیل این عبادت به عادتی كه همچون عمل ماشین نویسی بدون توجه به معانی و بدون رعایت خشوع و طمأنینه انجام گیرد از نشانه‏های دیگر بی توجهی به نماز است. استاد شهید آیت اللّه مطهری ـ رحمه الله علیه ـ در این باره می‏فرماید:
»علمای روان‏شناسی می‏گویند: «یك كار همین قدر كه برای انسان عادت شد، دو خاصیّت متضاد در آن به وجود می‏آید. هر چه كه بر عادت بودنش افزوده شود و تمرین انسان زیادتر گردد، كار، سهلتر و ساده‏تر انجام می‏شود.» یك ماشین نویس كه به ماشین نویسی عادت می‏كند، هر چه بیشتر عادت می‏كند، از توجهش كاسته می‏شود. یعنی از اینكه این عمل او یك عمل ارادی و از روی توجّه باشد كاسته می‏شود و به یك عمل غیر ارادی نزدیكتر می‏گردد. خاصیّت عادت این است. اینكه در اسلام به مسأله‌ی نیّت تا این اندازه توجّه شده، برای جلوگیری از این است كه عبادت‏ها آنچنان عادت نشود كه به واسطه‌ی عادت، به یك كار طبیعی و غیر ارادی و غیر فكری و غیر هدفی و كار بدون توّجه كه هدف درك نشود و فقط به پیكر عمل توجه گردد تبدیل شود.
این‏ها چیزهایی است كه ما تنها در نماز اسلامی به دست می‏آوریم و متوّجه می‏شویم كه بسیاری از برنامه‏های تربیتی به وسیله این عبادت و در پیكر این عبادت پیاده می‏شود، گذشته از اینكه خود این عمل، پرورش عشق و محبّت خدا و معنویّت در انسان است، كه این روح عبادت است.»
[8]
مردی در حضور امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ نماز خود را با شتاب به جا می‏آورد. حضرت نگاهی به او كرده و فرمود: چند وقت است اینگونه نماز می‏خوانی؟ او گفت: مدت هاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مثل كلاغی است (كه منقار بر زمین می‏كوبد. سجده تو خضوع در برابر خدا نیست. منقار به زمین كوبیدن است) اگر اینگونه بمیری بر غیر ملت و دین پیامبر اكرم، مرده‏ای. سپس حضرت در مورد كم گذاشتن در نماز فرمود: به درستی كه دزدترین مردم كسی است كه از نمازش بدزدد.
[9]
برخی از پیامدهای استخفاف و بی توجهی به نماز
1ـ قهر و قطع رابطه با عترت:
امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ در یك بیان قهرآمیز، با صراحت چنین خطاب فرمودند:
»لیس مِنّی مَن ضَیَّعَ الصّلاه»
[10]
یعنی: «آن كس كه نماز را تضییع نماید از من نیست.«
امام صادق ـ علیه السلام ـ در بیان معیاری برای شناسایی افرادی كه با آن حضرت پیوند مكتبی دارند چنین می‏فرمایند:
»اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا عِندَ مواقیت الصلوه كیف محافظتهم علیها«
[11]
یعنی: «شیعیان ما را از دقت آنان در انجام به موقع نمازها شناسایی كنید.«
در روایت مشهور دیگری حضرتش سهل انگاری در مسئله‌ی نماز و استخفاف به آن را موجب محرومیت از شفاعت خاندان عترت و طهارت در روز قیامت شمردند
[12] پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز در بیانی دیگر می‏فرمایند:
»مَن استَخَفَّ بالصّلاه لا یَرِدُ عَلیَّ الحوضَ لا و اللّه«
یعنی: «آن كس كه نماز را سبك شمارد (به خدا قسم) روز قیامت در كنار حوض كوثر، با من ملاقات نخواهد كرد.»
[13]
این تأكید و بیان همراه با قسم، حكایت از عمق فاصله بین پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و نماز گزارانی كه به نماز اهمیت نمی‏دهند دارد.
2ـ غضب خداوند:
قرآن كریم با نكوهش افرادی كه نماز را ضایع می‏كنند
[14] یا نسبت به آن بی‌اعتنا هستند.[15] مسلمانان را از این عمل بر حذر می‏دارد.
پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ خطاب به حضرت علی ـ علیه السلام ـ می‏فرمایند:
»فی تأخیرِها مِن غَیرِ عِلّهٍ غَضَبُ اللّه عزوجل »
[16]
یعنی: «تأخیر نماز از اول وقت بدون دلیل، موجب غضب خداوند متعال می‏گردد.«
امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرمایند:
» إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاهِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی »
[17]
یعنی: «وقتی بنده‏ای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان می‏برد و آن را كوتاه می‏كند خدا به ملائكه می‏فرماید: آیا نمی‏بینید بنده‌ی من چگونه نماز خود را كوتاه می‏كند گویا می‏پندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (كه اینگونه عجله می‏كند.) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است.»
3ـ عدم اجابت دعا و محرومیت از دعای صالحان:
كسانی كه به نماز به عنوان تكلیف و خواست الهی بی توجهی كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نیز به خواسته‏ها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت. پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روایتی چنین می‏فرماید:
» من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله ... و كل عمل یعمله لا یؤجر علیه و لا یرتفع دعاؤه إلى السماء »
[18]
یعنی: «هر كس به نمازش بی‌توجه باشد و در برابر اعمالش مأجور نمی‏گردد دعایش به آسمان راه نمی‏یابد.«
و در ادامه، می‏فرمایند: مشمول دعای خیر صالحین نخواهد بود.
4ـ مضیقه و نارسایی دنیوی:
قهر و غضب خدا و پیامبر نسبت به كسانی كه نماز را كوچك می‏شمارند زیان‏ها و خساراتی بر جای خواهد نهاد. گر چه ممكن است تارك و یا استخفاف كننده به نماز این تأثیر را درك نكند و متوجه علت مضیقه‏ها و گرفتاری‏های خود نباشد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند بركت را از عمر و روزی كسانی كه نماز را كوچك می‏شمردند بر می‏دارد.
[19] پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز برای این گروه از افراد، تهی‌دستی و نیاز را پیش بینی نموده و می‏فرماید:
» قال رسول الله ص عشرون خصله تورث الفقر ... و الاستخفاف بالصلاه »
[20]
یعنی: «استخفاف و سبك شمردن نماز موجب فقر و تهی‌دستی می‏شود.»
5ـ سختی احوال قبر و قیامت:
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: نماز گزاری كه نمازش را سبك بشمارد وقتی از قبرش خارج شود خداوند ملكی را بر وی موّكل می‏گرداند كه او را بر عرصه‌ی قیامت وارونه بر زمین می‏كشد و مردم به او نگاه می‏كنند و با شدت و سخت‏گیری مورد محاسبه قرار می‏گیرد.
[21]


[1] . ماعون/5ـ4. فویلٌ للمصلّین، الذین هم عن صلاتهم ساهون.
[2] . بحار الانوار، 83/6.
[3] . مستدرك الوسائل، 3/26.
[4] . بحار الانوار ج95ص225
[5] . اشاره به جریان كشیدن تیر از پای مبارك امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ در حال نماز.
[6] . فرزند امام سجاد ـ علیه السلام ـ در حالی كه حضرت در نماز بودند به چاه افتاد و حضرت علیرغم شیون افراد خانه متوجه آن نشد و پس از نماز فرزند را به سلامت از چاه بیرون كشید (بحار، 81/245).
[7] . به كتاب خاطرات آزادگان ایرانی در اردوگاه‏های عراق با عنوان «نماز در اسارت» چاپ سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه شود.
[8] . تعلیم و تربیت در اسلام، ص197.
[9] . بحارالانوار، 84/242.
[10] . مستدرك الوسائل، 3/98.
[11] . وسائل الشیعه ج4ص114
[12] . بحار الانوار 236/82. استاد شهید آیت اللّه مطهری ـ ره ـ این روایت را چنین تبیین میفرماید: در وقت وفات امام صادق ـ علیه السلام ـ جریانی رخ داد كه وقتی ابو بصیر آمد به «ام حمیده» تسلیت عرض كند، ام حمیده گریست، ابو بصیر هم كه نابینا بود گریست بعد «ام حمیده» به ابو بصیر گفت:
ابو بصیر نبودی و لحظه‌ی آخر امام را ندیدی، جریان عجیبی رخ داد عرض كرد: چه چیزی؟ فرمود: امام در یك حالی فرو رفت كه تقریباً حال غشوه‏ای بود. بعد چشمهایش را باز كرد و فرمود:
تمام خویشان نزدیك مرا بگویید، بیایند بالای سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت كردیم. وقتی همه جمع شدند، امام در همان حالات كه لحظات آخر عمرش را طی می‏كرد یك مرتبه چشمش را باز كرد، رو كرد به جمعیت و همین یك جمله را گفت:
»لن تنالَ شفاعتُنا مستخّفاً بالصلوه» هرگز شفاعت ما به مردمی كه نماز را سبك بشمارند، نخواهد رسید. این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم كرد. (گفتارهای معنوی، ص65، 64).
[13] . بحارالانوار، 83/9.
[14] . فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاه (مریم/56).
[15] . ویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون (ماعون/5).
[16] . بحار الانوار ج2ص154
[17] . كافی ج3ص269.
[18] . بحار الانوار، 80/21.
[19] . بحارالانوار،83/202
[20] . بحار الانوار،73/315
[21] . بحارالانوار، 80/22.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 12:12  توسط ملیحه پیرهادی  | 

علل كم توجّهي يا بي توجّهي برخي از جوانان به نماز

اي عزيز – دامن همت به كمر زن و با تفكر و تدبر به نفس بفهمان كه اين مناسك ، و خصوصاً نماز ، و بالاخص فرايض ، مايه سعادت و حيات عالم آخرت و سرچشمه كمالات و رأس المال زندگاني آن نشئه است.

اسرار الصلوه امام خميني صفحه 25

 

 

علل كم توجّهي يا بي توجّهي برخي از جوانان به نماز

راستي چرا در ميان نوجوانان و جوانان برخي آنچنان كه بايد، به نماز اهميت نمي دهند و يا اينكه چرا بعضي از آنان ارتباط چنداني با نماز ندارند و يا عدهاي از نوجوانان و جوانان در حاليكه از خانواده مذهبي و مسلمان هستند نماز نمي خوانند؟

محيط خانواده و بي توجهي والدين

بي توجه بودن يا كم توجهي پدر و مادر يا مربي خانواده نسبت به فرزندان در محيط خانه و سطحي نگري آنان در ابتداي نوجواني فرزندان و يا احياناً بي مبالاتي اعضاي خانواده نسبت به مسائل ديني خصوصاً فريضه نماز تأثير بسزائي در تربيت فرزندان بجاي مي گذارد. بعنوان مثال فرزند اگر در خانهاي رشد نمايد كه در آن خانه كسي به نماز اهميت ندهد و يا در قبال مسائل ديني خود را مسئول ندانند و يا خود اهل نماز باشند ولي فرزند خانواده را تحريض و تشويق به نماز ننمايند قطعاً فرزند آن خانواده اهل نماز و عبادت نخواهد شد البته شايد در آينده بر اثر عوامل ديگر به نماز روي آورد كه اين احتمال ضعيفي است.

نوجواني نوشته بود كه چگونه از من انتظار نماز خواندن برود در حاليكه در خانه ما هيچ يك اهل نماز نيستند و ديگري بيان كرد كه توقع نماز خواندن از كسي كه هيچ يك از اعضاي خانوادهاش اهل نماز نباشند. توقع بيجايي است.

اينگونه از خانواده ها كه فرزندانشان تمايل و گرايش چنداني به مسائل عبادي از خود نشان نمي دهند بر دو قسمند: يك گروه خانوادههايي هستند كه والدين و مربيان آنان به نماز اهميت نميدهند و طبعاً فرزندانشان از آنان تقليد ميكنند. اين دسته از خانواده ها اگر چه محدودند ولي وجودشان قابل انكار نيست. فردي نقل ميكرد ما چند نفر براي مهماني به منزل كسي رفتيم بيشتر يا همه دوستان وضو ساختيم كه نماز بخوانيم سراغ مهر نماز از صاحب خانه گرفتيم در جواب به ما گفت يك مُهر در خانه داريم كه گاهي من با آن نماز ميخوانم و گاهي خانمم.

دسته ديگر خانواده هايي مي باشند كه خود ديندار و اهل عبادتند و ليكن نسبت به فرزندان خود در اين امر هيچ وقعي نمينهند. نماز خود را ميخوانند و روزهشان را ميگيرند امّا از اينكه فرزندان به مسائل ديني پاي بند باشند يا نه براي آنها يكسان است. هرگز از فرزندان بعنوان پدر و مادر نمي خواهند كه نمازش را بخواند و يا روزهاش را بگيرد. هيچ مسئوليتي را در قبال آنان احساس نمي كنند. گويا او همه چيز را مي فهمد و بايد با همان فهم خود عمل كند و يا همه اعمال او را حتي بعد از سن تكليف با بچه بودن توجيه ميكنند.

بسيار روشن و مسلّم است كه چنين فرزندي بزودي به عبادت تن در نخواهد داد. كانون خانواده مهمترين عامل دراين زمينه محسوب ميشود چون كانوني كه جوان در آن رشد يافته كانون بيتفاوتي بوده است و هرگز كسي از طريق محبت و تشويق و يا از راه قهر و تهديد او را به امور عبادي و ادار نكرده و يا از او نخواسته است. چه بسا اين جوان نسبت به ساير امور زندگي فردي سر به زير و تسليم پذير و با شخصيتي از ديدگاه خانواده باشد و ليكن اهل نماز و ديانت نيست. اين بدان جهت است كه والدين در آن امور تأكيد داشته امّا در امور ديني اصراري به خرج ندادهاند. و اگر در بُعد ديني توجه داشتند قطعاً خللي در او مشاهده نمي كردند.

 

برگرفته از : کتاب نقش نماز در شخصیت جوانان

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 11:34  توسط ملیحه پیرهادی  | 

اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق

اي عزيز – دامن همت به كمر زن و با تفكر و تدبر به نفس بفهمان كه اين مناسك ، و خصوصاً نماز ، و بالاخص فرايض ، مايه سعادت و حيات عالم آخرت و سرچشمه كمالات و رأس المال زندگاني آن نشئه است.

اسرار الصلوه امام خميني صفحه 25

 

 

اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق

فريضه نماز امری نيست كه فقط بنده را به خالق و پروردگارش نزديك سازد و حلقه اتصال بين عبد و معبود را شدّت بخشد و عشق به خدا را در قلب و باطن او زنده سازد بلكه اين يكی از آثار و نتايج مطلوبی است كه در زندگی نمازگزار ظاهر میشود. اثر ديگری كه نماز در حيات مسلمين ايجاد میكند اين است كه در عين قرب الهی او را با جامعه انسانی پيوند داده و نسبت به ساير انسانها بلكه تمام همنوعانش ولو غير مسلمان يك فرد مسئول بار میآورد. و اين است روح نماز و تعبد به خدا كه هرگز نمی گذارد فرد در مقابل خلق خدا بیتفاوت باقی بماند. و احساس مسئوليت اجتماعی نداشته باشد.

پس در نماز دو اثر عمده نهفته است يكی اثر فردی كه موجب نزديكی او با خدايش میگردد و ديگر اثر اجتماعی است كه او را در جامعه فرد مسئول بار میآورد. يعنی نمیشود كسی اهل نماز و عبادت باشد و در عين حال نسبت به جامعه بشری و همنوعان خويش هيچ وظيفهای را احساس نكند.

فلذا به همين خاطر میبينيم كه در آيات متعدد قرآن زكات در كنار صلاه (نماز) آمده است و اين بدان معناست كه اهل نماز اهل صدقات و زكات نيز هستند يعنی اهل نماز به فكر اجتماع خويش بوده و تلاش دارند كه با دادن زكات و اعطای صدقات، جامعه را از فقر بيرون آورند.

واقيموا الصلاة وآتوا الزّكاة وماتقدّموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله.

«و نماز را به پا داريد و زكات را ادا كنيد. هر كار خيری برای خود از پيش فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت»(1).

و در آيه ديگر میفرمايد: الذين يؤمنون بالغيب ويقيمون الصلاة وممّا رزقناهم ينفقون.

«(تقوا پيشگان) كسانی هستند كه ايمان به غيب دارند و نماز را بپا میدارند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق میكنند»(2).

و در آيهای بسيار زيبا چنين می فرمايند: الذين اِنْ مكنّاهم فی الارض اقاموا الصلاة وآتوا الزّكاة وامروا بالمعروف ونهوا عن المنكر.

«ياران خدا كسانی هستند كه اگر در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را به پا میدارند و زكات میدهند و امر به معروف و نهی از منكر میكنند»(3).

و از پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) منقول است كه فرمودند: لاتتمّ صلاةٌ إلاّ بزكاة. «نماز كامل نمیشود مگر با پرداختن زكات»(4).

يعنی انسانهای نمازگزار هميشه به فكر سعادت و تعالی جامعه خويشند و نمی توانند نسبت به آينده مردم جامعه خود بیتفاوت باشند. اگر مشاهده كنند كه فقيرند به آنها زكات پرداخت میكنند و اگر ببينند كه از سعادت و كمال خويش منحرف شدند آنان را امر به نيكی كرده و از اعمال زشت باز میدارند و در همه حال و همه جا به نيكبختی و سعادت اجتماعی انسانها می انديشند و معتقدند كه سعادت بشر در پرتو خوبیها و اعتقاد به خدا و عمل به تعاليم دين نهفته است. و بقول اقبال لاهوری اهل نماز معتقد است كه زندگی و حيات حميده در خيمه ايمان لميده است آنكه اين نديده گلی از باغ آن نچيده است.

لا اله باشد صدف گوهر نماز

قلب مسلم راجح اصغر نماز

در كف مسلم مثال خنجر است

قاتل فحشا و بغی و منكر است

هر كه پيمان با هوالموجود بست

گردنش از بند هر معبود رست

بنابر اين وصلت به معشوق و رستن از غير معبود و تلاش در راه وصول به سعادت برای مخلوق دو اثر اصلی و عمده در نماز است كه نمازگزار واقعی به آن واصل میگردد.

پی نوشت ها:

 ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه بقره، آيه 110.

2 ـ سوره مباركه بقره، آيه 3.

3 ـ سوره مباركه حج، آيه 41.

4 ـ بحار الانوار، ج96 ص29.

برگرفته از : کتاب نقش نماز در شخصیت جوانان

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 11:5  توسط ملیحه پیرهادی  | 

• نماز موجب ياد خداست:

 

 • نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1)

 • دوري از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2)

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

• نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

 • انضباط و وقت‏شناسي:

نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.


پي‏نوشت‏ها

1. سوره طه، آيه 14.

2. سوره عنكبوت، آيه 45
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 11:4  توسط ملیحه پیرهادی  | 

مطالب قدیمی‌تر